به گزارش همشهری آنلاین امیر که از این ماجرا ناراحت و عصبانی شده بود، وقتی سر برگرداند چند جوان را دید که کنار هم ایستادهاند. او با عصبانیت به سمت آنها رفت و ناگهان با مشت به صورت یکی از آنها که تصور میکرد به همسرش متلک گفته، ضربهای محکم کوبید.
امیر که بوکسور بود و مشتهای آهنینی داشت، ضربه را به شقیقه پسر جوان وارد کرد و سهیل بدون آنکه فرصت یابد تا بیگناهیاش را ثابت کند، نقش بر زمین شد و جان باخت.
گزارش این قتل بلافاصله به پلیس اعلام شد. دقایقی بعد تیم بررسی صحنه جرم راهی محل شدند و در تحقیقات میدانی مشخص شد کسی که متلک گفته مقتول نبوده، بلکه یکی از دوستان سهیل بوده و در این ماجرا پسر جوان بیگناه به قتل رسیده است.
امیر در همان صحنه قتل بازداشت شد و با تکمیل تحقیقات، پرونده او برای صدور حکم به دادگاه کیفری رفت.
درخواست قصاص
امیر وقتی در دادگاه پای میز محاکمه رفت به اولیای دم گفت:«لطفاً مرا اعدام کنید. در تمام مدتی که در زندان بودم لحظهای آرامش نداشتم. من یک بیگناه را به قتل رساندهام. هرگز تصور نمیکردم با ضربات مشت، جان کسی را بگیرم، لطفاً مرا قصاص کنید تا از این کابوس نجات یابم.»
با توجه به درخواست پدر و مادر مقتول برای قصاص قاتل فرزندشان، اعترافات متهم و مدارک موجود در پرونده، حکم مرگ برای تازهداماد صادر شد. با تأیید این حکم در دیوانعالی کشور، پرونده برای اجرا به دادسرا رفت. امیر یکبار پای چوبه دار برده شد اما با کمک واحد صلح و سازش دادسرا و خیرین موفق شد از اولیای دم مهلت بگیرد. زمانی که برای دومینبار نامش در لیست قرار گرفت و تاریخ اجرای حکم مشخص شد، اتفاق عجیبی رخ داد که دوباره مسیر زندگی او را تغییر داد. پدر و مادر سهیل با مراجعه به دادسرا از قصاص قاتل فرزندشان به یک شرط معنوی گذشت کردند.
شرطی برای بخشش
مادر سهیل گفت:«میدانم که دیگر پسرم زنده نمیشود. اجرای حکم قصاص امیر هم در زنده شدن پسرم بینتیجه است. زمانی که متوجه شدم امیر در زندان کارهای خداپسندانه انجام میدهد و از همان روز اول ابراز پشیمانی کرد و گفت به اشتباه پسرم را کشته است، تصمیم گرفتیم از قصاص گذشت کنیم اما به یک شرط؛ او باید هزینه درمان و نگهداری از ۵ کودک معلول را که در مرکز توانبخشی زندگی میکنند تا آخر عمرشان پرداخت کند.»
به دنبال اعلام این شرط و قبول آن از سوی امیر، وی با گذشت ۹ سال از این حادثه آزاد شد و زندگی جدیدی را آغاز کرد.
نظر شما